الفيض الكاشاني

419

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

دستيابى به عزّت بىنيازى و رهايى از ذلّت نياز بر طرف كنى و درمان هريك از اين خلقها و هر صفتى از اين صفات احتياج به تمرين و تحمّل سختى دارد و نتجيهء تمرين آن به شناخت گرفتاريهاى آن صفات بستگى دارد تا ( پس از شناخت ) نفس از آنها روى برگرداند و از زشتى آنها متنفّر شود . آنگاه مدّتى زياد بايد بر صفات مخالف آنها مواظبت كند تا به آنها انس بگيرد و بر نفس آسان شود ، و هرگاه صفات رذيله از نفس بر طرف شود نفس پاك مىشود و از خشمى كه اين رذايل از آن پديد مىآيد رها مىشود . از قوىترين انگيزه‌هاى غضب در نزد بيشتر نادانان آن است كه غضب را شجاعت و مردانگى و عزّت نفس و بزرگ همتى ناميده‌اند و از روى نادانى لقبهاى ستوده به خشم داده‌اند تا نفس به آن مايل شود و آن را نيكو بداند و آن زمانى شدّت مىيابد كه در هنگام ستودن به شجاعت شدّت خشم بزرگان نقل شود و روشن است كه نفس مايل است شبيه بزرگان باشد و بدان سبب خشم در دل او به هيجان مىآيد نامگذارى خشم به شجاعت و عزّت نفس جهل محض بلكه بيمارى دل و نقصان عقل است و نشان ضعف و نقصان نفس ، به اين دليل كه شخص مريض زودتر از سالم و زن زودتر از مرد و كودك سريعتر از بزرگ و پيرمرد ضعيف زودتر از ميانسال خشمگين مىشود و كسى كه داراى اخلاق نكوهيده است زودتر از شخص با فضيلت خشمگين مىشود . بنابراين شخص فرومايه هرگاه لقمه‌اش را از دست بدهد خشمگين مىشود و چون بخيل است هرگاه حبّه را از دست بدهد غضب مىكند تا آنجا كه بر خاندان و فرزندان و يارانش خشمگين مىشود ، بلكه شخص نيرومند كسى است كه در هنگام خشم بر نفس خود مسلّط باشد ، چنان‌كه پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « نيرومندى در به خاك افكندن حريف نيست بلكه پهلوان كسى است كه در موقع خشم بر نفس خود مسلّط باشد . » « 40 » پس سزاوار است اين نادان درمان شود به اين كه داستان بردباران و اهل گذشت و كارهاى نيك آنها از قبيل فرو خوردن خشم برايش نقل شود ، چرا كه چنين گذشتها از پيامبران و

--> ( 40 ) اين حديث پيش از اين از مسلم و ديگران گذشت .